خانوم‌کوچیک

برش‌هایی از "من" که فارغ از هرچیزی باید بنویسد.. 🪴

خانوم‌کوچیک

برش‌هایی از "من" که فارغ از هرچیزی باید بنویسد.. 🪴

خانوم‌کوچیک

اعتیاد به نوشتن از اون دسته از اعتیادهایی هست که نه میشه ترک کرد و نه آدم اصلا می‌خواد که ترک کنه . گاه‌گاهی سرک میکشه تو زندگی من و میگه بنویس ، که اگر ننویسی انگار به فعل نرسیدی کلا..
برای همین هم
می‌نویسم . از حدودا سال 92..
خانه به دوش طورانه البته .


کانال ایتا :

https://eitaa.com/bejana

نویسندگان

دخترِ ؟

يكشنبه, ۱۳ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۴۷ ق.ظ

دخترِ خنده‌های بلند

 

[ با مادر یه پتو کف پذیرایی انداختیم ، چراغ‌هارو خاموش کردیم و دراز کشیدیم . رو به هم یکم حرف زدیم و بعد از خنده‌های بلندِ غروب ، چندتا خنده‌ی ریز آخر شبی زدیم و شب بخیر گفتیم . 

نوتیف اینستا اومد و دیدم وصله ، وارد پیجم شدم و دیدم داشبورد از دسترس خارج شده و پیج عملا از الگوریتم خارج شده :) 

 

همین‌طور که داشتم از پهلوی چپ به پهلوی راست می‌چرخیدم و از مادر عذرخواهی می‌کردم که بهشون پشت می‌کنم ، دست دراز کردم و از روی میز تلوزیون که کمتر از سه وجب با صورتم فاصله داشت هنزفریم و برداشتم . 

یکی یکی هندزفری‌ها رو از تو کیس بر می‌داشتم و لبخند رو لبم محو میشد .. هر کدوم رو تو گوشم محکم کردم و بی توجه به اذیت شدنِ گوشِ روی بالشم آهنگ و پلی کردم :

 

همه رفتند.. 

تا زمستان شد !

خنده‌ها مردند

گریه ارزان شد..

کو جوانی ؟

آرزوها کو ؟.. ]

 

دخترِ اشک‌های بی‌صدا

نظرات (۲)

  • •✿ آرورا ✿•
  • عزیزممم... 

    خدا کنه هیچوقت غمگین نباشی

    پاسخ:
    بالاخره یه روزی میام می‌نویسم سرپا شدم 😅

    خنده‌های بلند و اشک‌های بی‌صدا کنار هم زیبان... :)

    پاسخ:
    اون بین اتفاقای بدی میوفته :)))
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">