اومدم بگم زیر اون پستِ مرحله چندمی ؟ صحبتهای دقیقتری تو کامنتهاش هست که بهتره بخونید اگر فکر میکنید شما هم مثل من سر اون دغدغه دارید اذیت میشید و آرامش ندارید..
خصوصا نظر " طرفدار یار " و " ن. .ا " رو که فکر میکنم تا حدی از این چالش گذر کردن و نظاممندانهتر ماجرا رو بررسی میکنن
در کنار خوندن کامنتهای اون پست
این مطالب هم از دوستان دیگری در همین راستا نوشته شده که میتونه برای شما هم کمککننده باشه :
شکاف زوجین از مردی که آسیب دیده.. و باید ترمیم شود .
هر چیزی هم از همان قبلی ، بیربط به این ماجرا نبود..
دیو بگریزد از آن قوم که قرآن خوانند .. از اسقف اعظم که نقش بازی میکند .
(کامنتهای این مطلب رو بستم و نظری اگر بود برای همون پست مرحله چندمی اول بذارید)
+ من همچنان دارم همه این نظرات و حرفها و واژهها رو تو مغزم مرور میکنم و درگیر معده درد و حالت تهوع و سرگیجهام :) ولی خب.. یه جایی بالاخره باید از نظر فکری به یک نقطهای برسم . چون سالهاست که روند خوب بودن من طی میشه و یک هو در یک نقطه به شدت دچار آسیب میشم. باید یک جا بفهمم بالاخره.. و مطمئنم بعد از فهم این قضیه پرواز میکنم...
- ۰۱ اسفند ۰۴ ، ۱۴:۴۵