خانوم‌کوچیک

برش‌هایی از "من" که فارغ از هرچیزی باید بنویسد.. 🪴

خانوم‌کوچیک

برش‌هایی از "من" که فارغ از هرچیزی باید بنویسد.. 🪴

خانوم‌کوچیک

اعتیاد به نوشتن از اون دسته از اعتیادهایی هست که نه میشه ترک کرد و نه آدم اصلا می‌خواد که ترک کنه . گاه‌گاهی سرک میکشه تو زندگی من و میگه بنویس ، که اگر ننویسی انگار به فعل نرسیدی کلا..
برای همین هم
می‌نویسم . از حدودا سال 92..
خانه به دوش طورانه البته .


کانال ایتا :

https://eitaa.com/bejana

نویسندگان

جمع نمی‌شود !

پنجشنبه, ۳ بهمن ۱۴۰۴، ۱۲:۰۳ ق.ظ

قبل از اومدن به قم برای زندگی ، یک جلسه با آقا سید (استاد) صحبت کرده بودیم و من چالش‌هایی که تو ذهنم و زندگی دارم رو خیلی کلی و مختصر شرح داده بودم .. همون موقع سید هی گفت بیاید یه جلسه دیگه صحبت کنیم و ما پشت گوش انداختیم تاااا این دو سه روز که باز هم حال بد روند روزمرگی زندگیمون رو بهم زد..

 

یار پیش‌دستی کرده و شب قبل به سید گفته که اون مشکلاتی که قبلا همسرم گفته بود همچنان وجود داره و اذیت‌کننده هست.. 

سید هم گفتن این‌بار من تنها باهاشون صحبت کنم . 

سید رو دوست دارم 

برادر بزرگ‌تر و دلسوزیه برام .. ویژگی‌هاش : باهوشه ، مسائل رو از هزار بُعد مختلف نگاه می‌کنه و در نظر می‌گیره ، روی استفاده از کلمات و جملاتش حساس و دقیقه و براش خیلی مهمه کسی رو ناراحت نکنه (خصوصا که می‌دونم فهمیده من حساسیت ذهنی بالایی دارم) ، روشن‌فکره (نه به معنای منفیش) ، میخوام بگم کاملا ذهن باز و روشنی داره که باعث میشه قضاوت نکنه و بیاد بشینه جای تو با مبانی فکری تو و جای تو فکر کنه ... خوب گوش میده و عمیق فکر و بررسی می‌کنه و... اینکه انسان رو می‌شناسه و علمش رو داره و روی مبانی عقلی چه اسلامی و چه غربی کامل کامل مسلطه و از طرفی روی مبانی اسلام هم کامل کامل مسلطه هم نقطه قوت بعدی سیده..

 

حالا

یار خوابیده ، من ذهنم درگیر اینه که فردا از کجا شروع کنم و چیا رو بگم به سید؟؟

 

باید بنویسم 

دسته‌بندی شده و به ترتیب اولویت

الف و ب و جیم و.. 

طبقه‌بندی شده باهاش صحبت کنم 

بگم حس میکنم ریشه‌های مشکل فلان‌ چیزهاست و در نهایت منجر به فلان چیزها شده و می‌ترسم فلان چیزها در آینده گریبان‌گیر ما شه .

اما مغزم قفل شده از سر شب 

بی‌خوابم

بد خوابم 

هزار تکه هست مغزم..

جمع نمیشه و دارم تلاش می‌کنم . 

 

فردا ساعت ۳ ظهر گفتن بیا صحبت کنیم در حسینیه . 

صبح باید ۷ بیدار شم و تا ۱۰ و نیم کلاس دارم

 

دارم فکر می‌کنم فردا بعد کلاس برم کافه مغزم رو جمع کنم روی کاغذ؟

ایده خوبیه

فقط یه مشکل کوچیک وجود داره :)

تا وقتی مغزم جمع نشه و دسته‌بندی نشه ، خواب به چشمم نمیاد .. 

فلذا احتمالا امشب بشینم پاش..

 

 

______

 

 

یه جوری برای پست قبلی همه یکصدا گفتید : آخییی ، همین ؟! که خب عزیزان من اولا نوشتم " سطحی‌ترین دارک سایدم مثلا اینه " دوما که خب بیاید بگید دارک ساید شماها چیههه تا من یکم بفهمم مرحله چندم هستم ؟ :)))

  • [ زینبم ]

نظرات (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است
ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">