خانوم‌کوچیک

برش‌هایی از "من" که فارغ از هرچیزی باید بنویسد.. 🪴

خانوم‌کوچیک

برش‌هایی از "من" که فارغ از هرچیزی باید بنویسد.. 🪴

خانوم‌کوچیک

اعتیاد به نوشتن از اون دسته از اعتیادهایی هست که نه میشه ترک کرد و نه آدم اصلا می‌خواد که ترک کنه . گاه‌گاهی سرک میکشه تو زندگی من و میگه بنویس ، که اگر ننویسی انگار به فعل نرسیدی کلا..
برای همین هم
می‌نویسم . از حدودا سال 92..
خانه به دوش طورانه البته .


کانال ایتا :

https://eitaa.com/bejana

نویسندگان

برون‌ریزی افراطی..

پنجشنبه, ۳ بهمن ۱۴۰۴، ۰۸:۳۶ ق.ظ

این چهارمین مطلب تو بهمن ماهه (!) نکنه دارم اون ماه‌هایی که اینجا ننوشتم رو جبران می‌کنم؟ :)

علت اصلیش بعد از قطع اینترنت ، اینه که از پاندا و پری دورم.. 

هم جغرافیایی و هم حال و احوال پرسی

پری بارداره و دیگه وارد سه ماهگی شد و پاندا هم درگیر دانشگاه و درس و امتحانه 

قبلا وقتی عکس پروفایلام پاک میشد پری و پاندا به هم زنگ میزدن و میگفتن زینب بازم دیوانه شده

الان دیگه دیوانگی هام برای اونا هم عادی شده.‌

نت که بود از روی استوری واتسپ یا اینستا می‌فهمیدن ناخوشم و قرار صحبت میذاشتن و منم بعدش برون‌ریزی داشتم پیششون..

الان خب همونم نیست

از طرفی ام شروع کننده گفت و گوی غمگینی با کسی که نی‌نی داره نخواهم بود و پاندا هم دغدغه‌هاش دیگه خلاصه

 

سو..

 

من رو تحمل کنید تا چالش‌هام رو بگذرونم :)

 

۱۰ دقیقه وقت دارم و بعدش باید راه بیوفتم برم ، کلاس ۹ شروع میشه:

 

فضای خونه سرده ، هم دماش سرده و هم روح خونه سرده

با یار قهر نیستیم ، ولی برای من این خشک بودن فضا از طرف یاری که همیشه‌ی خدا قربون صدقه میره و این داستان‌ها یکم دلگیرکننده اس..

دلگیرکننده اس که وقتی میره بخوابه نمی‌پرسه من کی میخوام بخوابم ؟ 

دلگیرکننده اس که وقتی بیدار میشم فقط " صبحت بخیر " بینمون رد و بدل میشه

دلگیرکننده اس که ۵ ، ۶ تا جمله در حد اخبار روز رو میگیم و این‌که شهریه‌ی حوزه‌اش قطع شده :)) درود بر روح عمه بزرگوارشون یه جوریَن انگار آدما برای زندگیشون هیچچچ برنامه‌ای ندارن ، کی بدون خبر قبلی یهو ۴ تومن و از زندگی دیگران حذف می‌کنه ؟ 

(سکوت..)

 

 

دلگیرکننده‌اس که وقتی صبح پاشدم اخم روی صورت بودم و نا نداشتم بلند شم

اخم رو صورتم بود که صدای مربی یوگا تو گوشم پیچید که سر تمرین همیشه بعد از چک کردن همه‌چی میرسه به صورت :

پلک‌ها سنگین

پره‌های بینی کاملا رها

لب‌ها نقشی از تبسم.. 

 

به سقف که زل زده بودم گفتم چه تبسمی بابا ؟؟ 

 

با یخیِ صبح بخیر گفتن‌هامون بیشتر سردم شد ، بیشتر اخم کردم 

و حقیقتش رو بگم ؟ احساس تنهایی کردم..

 

 

سید صبح زود رفته بود بربری خریده بود و یکی ام آورده بود بالا ، یکم از احساس تنهاییم کم شد.

 

همین

برم کلاس

  • [ زینبم ]

روزانه نویسی یک زن

نظرات (۵)

آدم بعد مدتی یه جوری به همین روتینای سادهٔ زندگی عادت می‌کنه که به نبودش فکر نمی‌کنه. ما هم وقتی باهم سرد میشیم، اصلا صبح که بیدار میشم بدون هیچ‌ کانتکتی دمغ و گرفته‌م. به قول تو روح خونه سرده، حوصلهٔ کارای عادی رو کمتر داری و گرفته‌ای،‌ حتی اگه چیز خاصی نشده باشه.

امیدوارم زودی گرم شید :)

پاسخ:
اوهوم .. دقیقا .. 
عادت هم که فرمودید مسئله ی عجیبیه واقعا ! 
به اون سردی عادت نکنیم؟؟


ممنون 🙏🏻

سلام
از شما دوست عزیز دعوت میکنم تا از محصولات با کیفیت ساعت و جواهر ما در بستر با سلام دیدن فرمائید.

https://basalam.com/chakoo

باتشکر

من توو زندگی از یه جایی به بعد با خودم کنار اومدم صد خودم رو بذارم حتی اگر صدی ندیدم!... دیگه بعد از اون کاری نداشتم اون پیش قدم برای محبت میشه یا نه. اون پیش قدم برای رفتارهای درست و اصولی میشه یا نه. اون پیش قدم اصلا برای گرم کردن زندگی میشه یا نه. من گفتم خودم باید صد باشم. اینجوری هم اون خودش رو می‌رسونه به صد همم اگر نرسونه من با خدا معامله کردم. برای حال خودم زندگی خودم من کار اصولی خودمو میکنم. 

از طرفی حق بده آقایون هم یه روزایی دل و دماغ ندارن مخصوصا وقتی مشکلات مالی وسط باشه. اونا حتی از لحاظ ذهنی پریود هم میشن. فشاری که روی اوناست و میریزن توو خودشون قطعا یک دهمش رو ما متوجه نخواهیم شد چون اصلا نمی‌گن. وقتایی که اون سرده تو بیشتر گرم باش. تو بیشتر تلاش کن. تو پیش قدم بشو. این زندگی برد و باخت نداره. به قول معروف: برد من وقتیه که به تو می بازم!... توو زندگی چرتکه ننداز که اون برات چیکار می‌کنه. خودت صد خودتو بذار. محبت کن. عشق بورز. مهربونیت کن. آرامش بده. اون خودش کم‌کم صد خودشو می‌ذاره اگرم نذاشت باز این زندگیه تو. تو برای دل خودت همیشه صد باش حتی اگر طرفت بیست بود. 

پاسخ:
خیلی خوبه به این پذیرش شرایط رسیدید و از اون خوب‌تر اینکه جواب گرفتید و تغییرات محسوس داشتید 
همین هم گاهی لطف خداست دیگه
شاکر باشید واقعا..
برخی مثل من حالشون خوب نمیشه ..
دست و پا میزنن 
فرو میرن..

ولی خب حتما سعی میکنم. ممنون بابت راه کاری که دادید.. تا خدا چه خواهد 

آره.... خیلی ناراحت کننده است اینجور وقت ها🥲

آدم دلش می گیره.... و دست و دلش به هیچ چی نمی ره...

 

 

باید چه کار کرد واقعا؟ هیچوقت نفهمیدم...

 

امیدوارم خیلی خیلی زود زندگیتون دوباره پر از رنگ و خوشحالی بشه.🍭💘💕🌙💫

پاسخ:
خیلی حس گندیه ..
 ولی خب چیزای دیگه ای داره با خودش
رشد و آگاهی و این دری وری ها :))
که مقداری از گندیدگیش کم‌ میکنه..
  • مارکوس آئورلیوس
  • حالا نمیشه شما کوتاه بیای و با یار مهربونی کنی ؟!

    من از ماجرا خبر ندارم ولی به عنوان یه مرد میتونم بگم در این شرایط وخیم اقتصادی، ذهن آقایون خیلی درگیره و زیر دغدغه های مالی دارن له میشن اما صداشون درنمیاد! 

     

    پاسخ:
    این بار نه .. 
    این بار نه ! 

    حرفتون رو قبول دارم و سر ماجراهای مالی زنی اگر سازشگر تر از من یافت ، خبرم کند ... 

    اما به هر حال جدا از اون ، 
    این بار نه..
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">