خانوم‌کوچیک

برش‌هایی از "من" که فارغ از هرچیزی باید بنویسد.. 🪴

خانوم‌کوچیک

برش‌هایی از "من" که فارغ از هرچیزی باید بنویسد.. 🪴

خانوم‌کوچیک

اعتیاد به نوشتن از اون دسته از اعتیادهایی هست که نه میشه ترک کرد و نه آدم اصلا می‌خواد که ترک کنه . گاه‌گاهی سرک میکشه تو زندگی من و میگه بنویس ، که اگر ننویسی انگار به فعل نرسیدی کلا..
برای همین هم
می‌نویسم . از حدودا سال 92..
خانه به دوش طورانه البته .


کانال ایتا :

https://eitaa.com/bejana

نویسندگان

بحران ۳۰ سالگی

يكشنبه, ۲۹ دی ۱۴۰۴، ۰۳:۱۱ ب.ظ

شاید دارم دچار بحران ۳۰ سالگی‌ای میشم که هیچوقت فکرش رو هم نمی‌کردم باعث نگرانی یا ناراحتی من بشه ؟

مثل پارسال که حالی شبیه این حالم داشتم ، امسال هم یهو نطقم باز شد و کلی پیش یار گریه کردم و حالش رو بهم ریختم 

و الان عذاب‌وجدان دارم که چرا این مرد رو انقدر با غم و غصه‌های بی دلیل خودم اذیت می‌کنم ؟ 

آخر شب بهش گفتم تو به اینکه من حالم بده فکر نکن و کلا چند روز من و ایگنور کن . گفت پس برای چی زن و شوهریم ؟ گفتم ولش کن بیا چند روز زن و شوهر نباشیم ( با بغض ) که یار گفت انقدر راحت این حرف و نزن ، چرت و پرت نگو .  منم دیگه چرت و پرت نگفتم :)

ولی اگه یار میگفت باشه بیا چند وقت زن و شوهر نباشیم ، از شما چه پنهون خوشحال میشدم.. ماشین و بر میداشتم و میزدم به دل جاده و میرفتم اصفهان گردی تنهایی.. چقدر این تنها بودن از نظر من قشنگه ! تنها کافه رفتن ، تنها سینما رفتن ، تنها سفر رفتن ، تنها غذا سفارش دادن ... 

 

دارید قضاوتم می‌کنید نه؟ :)

  • [ زینبم ]

نظرات (۸)

تنهایی کافه و رستوران رفتن، تنهایی سفر رفتن، تنهایی تفریح کردن، اینا همه لازمه‌ی زندگیه... آدمو همچین قوی و آب‌دیده می‌کنه! البته بهشم یادآوری میکنه که آدمای دور و برش توی زندگیش چه جایی دارن و چطور باید قدر کیو بدونه!

فقط بعدها، یه روزی به خودش میاد می‌بینه اونقدر قوی و همه‌فن‌حریف شده که کسی حتی ازش نمی‌پرسه: فلانی، خرت به چند؟!:)

پاسخ:
بله بله.. گل گفتی..
یه مرحله بعد از " خرت به چند " هم هست ، اینطوریه که انقدر همه فن حریف شدی دیگه آدمای اطرافت کارکردشون رو برات از دست میدن و این بده :)

سلام

 

یکی از رفقا هست بنا به اخلاقش وقتی یکی دیر جوابشو میده یا یه کم بالاخره با گرفتگی جوابشو میده سریع می پرسه: "ناراحت شدی؟!" و واقعی هم می پرسه. یعنی دنبال اینه ببینه طرف مقابل از دستش ناراحت شده یا نه... ما هم گاهی به شوخی وقتی باهاش صحبت می کنیم پشت بند هر جمله ای می گیم "ناراحت شدی؟!" :)

 

حکایت شماست و سوال قضاوت کردن :)

چرا باید چیزی که خودمون بارها تجربه کردیم رو در مورد شما قضاوت کنیم؟! :)

 

ضمن اینکه یه درصدی این حس و حال ها بنظرم به خاطر ورود به قم به عنوان یه شهر جدیده... ان شاءالله کم کم حال خوبتون برمی گرده :)

 

پاسخ:
:) آخه وقتی یکم مسائل از خط قرمزای اسلام و مسلمین اونورتر میره معمولا تو بیان قضاوت میشه آدم.. 
البته منم معمولا اهمیتی ندادم و همیشه حرفم رو زدم
ولی خب بازم آدمیزاده دیگه..

نه به خاطر قم نیست ، قبلا هم چندباری به این میزان حال بدی داشتم..

نه قضاوت چرا؟

به نظر منم اون بخش تنها بودن آدم باید بعد از ازدواجم تو برهه‌هایی حفظ بشه. اصلا گاهی نیازه :)

پاسخ:
چه خوب میشد که بشه .. کاش میشد تو برهه‌هایی از زندگی تنها شد و دوباره به زندگی برگشت. افسوس که شدنی نیست..

آخ آخ آره ها... علی‌الخصوص اونجایی که تو اداره و بانک و آموزش دانشگاه و اینا ایستادی و به مسئول مربوطه میگی: میخوای خودم انجامش بدم؟ دو دقیقه بیشتر طول نمی‌کشه‌ها... فقط قربونت بذار کارم راه بیوفته!!!:)

پاسخ:
واااای 
دقیقاااا 
...

اصفهان آمدید تنها نیایید

یار را هم بیاورید

قبلش هم خبر بدهید

آدرس مزرعه را میدهم

شاید یار هم هوس کرد ساربان شود

با ده اشتر میتواند ساربان شود

اگر هنوز به‌کار باور ندارد

کارگری هایش با من

نیت یار برای اینکه خالص بماند

 عمل به این آیه باشد

که افلا ینظرون الی الابل کیف خلقت

ا

پاسخ:
:)) شما تا یار ما رو از راه به در نکنید رها نمی‌کنید ؟ (از راه به در شدن استعاره از راهِ ذهنی من البته ، جسارت نباشه)

به هرحال
یار هم میاد..
تنها که نمی‌گذاره بیام .

لا موافق :)

 

سفر و کافه و سینما تنهایی؟!

مگه میشه؟

عمراً نمی‌چسبه بهم..

پاسخ:
یار ما هم شبیه شماست
یه غذای ساده بیرون خوردن رو به خودش روا نمی‌دونه
بنده خدا گیر منِ متفاوت افتاده... :)
  • بیست و دو
  • با مردها باید رک صحبت کنی وقتی بهش میگی بیا زن و شوهر نباشیم اون از حرفت برداشت نمیکنه که دوست داری تنهایی بری سفر. اون برداشت می‌کنه از این رابطه خسته شدی و میخوای زن و شوهر نباشید!! باید رک بهش بگی دلم میخواد برم سفر بهش احتیاج دارم. حرفاتو اونور که توی ذهن خودت میچینی اون برداشت نخواهد کرد. باید مستقیم منظورت رو بهش بگی. 

    پاسخ:
    منظورم از اینکه گفتم زن و شوهر نباشیم این نبود که میخوام تنها برم سفر
    گفتم نگران من نباش ، گفت هستم چون زن و شوهریم (یعنی این‌که حالت رو خوب کنم به عهده منه) منم دقیقا منظورم همین بود که ایت رو از عهده خودش برداره فعلا..

    ولی خب شاید به قول شما باید همین جمله بالا رو بهش میگفتم ... 

    خبببب قضاوت هامونو بریزیم رو دایره

    من فک کردم آدمی هستی که مدتیه زیاد وابستگی جسمی یا روانی به اطرافیان داشتی یا اونها زیاد به تو متصل بودن که دلت میخواد به خودت در تنهایی برگردی.

    انرژی اجتماعی بودنت تموم شده. 

     

    هورا قضاوتامو کردم. :))

    پاسخ:
    عزیزممم چه قضاوت نایسی بود 😂♥️

    درسته ... شاید هم به زور سعی کردم بار از رو دوش بقیه بردارم و حالا از زور زدنم خسته ام ... 
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">