خانوم‌کوچیک

برش‌هایی از "من" که فارغ از هرچیزی باید بنویسد.. 🪴

خانوم‌کوچیک

برش‌هایی از "من" که فارغ از هرچیزی باید بنویسد.. 🪴

خانوم‌کوچیک

اعتیاد به نوشتن از اون دسته از اعتیادهایی هست که نه میشه ترک کرد و نه آدم اصلا می‌خواد که ترک کنه . گاه‌گاهی سرک میکشه تو زندگی من و میگه بنویس ، که اگر ننویسی انگار به فعل نرسیدی کلا..
برای همین هم
می‌نویسم . از حدودا سال 92..
خانه به دوش طورانه البته .


کانال ایتا :

https://eitaa.com/bejana

نویسندگان

محل زندگی؟ در مرکزیت جهان تشیع ...

شنبه, ۲۱ دی ۱۴۰۴، ۱۱:۴۲ ب.ظ

خب اومدم

 

تقریبا دو ماه شد دیگه که ما از کرج اومدیم قم 

اما حدودا یک ماهه که دیگه کامل وسایلمون چیده شده..

چرا ؟ چون این خونه ای که اینجا گرفتیم یه خونه ویلایی قدیمی سازه که حسابی نیاز به رسیدگی داشت

مثلا کف هنوز موزاییک بود ! به خودی خود اشکالی نداره ولی وقتی من به کلی ذوق و شوق و سلیقه به خرج دادن لوازم خونه‌ام رو انتخاب کردم و خریدم و دائم در حال تغییر چینش و.. هستم واقعا توان روحی زندگی روی موکتی که لوازم خونه رو خفه می‌کنه نداشتم. حداقل برای من با شرایط هجرت از شهر خودم یه فشار روحی زیاد بود که گفتم این خونه باید حتما سرامیک بشه ..

نیاز به کاغذ دیواری ، تعویض شیرآلات و.. خیلی چیزا خلاصه . هنوز تراس بهم‌ریخته‌اس تازه..

 

اما از شرایط خونمون بگم ؟

 

 

یه خونه ویلایی که وقتی از سمت کوچه در دو لنگه رو باز می‌کنیم مستقیم وارد راهرو و راه پله میشیم.

سمت چپ یه در چوبی هست که با باز کردنش پله‌هایی که به سمت زیر زمین میره رو میبینیم که در واقع از اون یکی لنگه در کوچه هم میشه مستقیم اومد زیر زمین .. 

زیرزمین چیه ؟ زیرزمین ما شد حسینیه + کتابخونه + محل درس و بحث یار و استاد و دوستشون آقای میم . 

حسینیه ما قدیمی با سقف خیلی بلند دیوارهای رنگ و رو رفته با بیش از ۳۰۰ جلد کتاب از هر دری که به نهایت درجه نورانیه و حس خوب داره برعکس قیافه‌ی داغون و صد رنگش.. 

حالا عکساشو میذارم بمونه اینجا . 

 

از در کوچه که وارد راهرو میشیم سمت چپ ورودی حسینیه و رو به رو با دو سه تا پله در خونه آقا سید (استاد) رو مشاهده می‌کنیم که طبقه همکف زندگی می‌کنن . با اختلاف تقریبا ۱۰ ، ۱۲ تا پله هم میرسیم طبقه اول که منزل ماست.. 

الحمدلله

و

گوش شیطون کرد ، حداقل یه نفر اینجاست که به آرزوش رسیده و اونم یار ماست :) همسایه استادش شده ، کتابخونه و حسینیه داره و هیچ کاری جز درس خوندن در مجاورت استادش نداره جز اینکه از ساعت ۱۲ تا ۴ بعدازظهر سه تایی (استاد و یار و آقای میم) میرن یه پژوهشکده و کارای پژوهشی میکنن در مقابل مبلغ کمی حقوق ماهانه ... که البته برکت داره الحمدلله . 

خونه رو بگم؟ از در مستقیم وارد محیط پذیرایی ۳۰ ، ۳۵ متری میشیم ، دیوار مقابل در ورودی ، در حمام رو مشاهده مبفرمایید (یعنی قمی ها با این سبک خونه سازی یک تنه تاریخ ایران رو به باد دادن :) ، سمت چپ در ورودی در انباری و سمت راست درب اتاق خوابه . سمت راست تر دیوار به دیوار اتاق خواب هم آشپزخونه و مقابل آشپزخونه هم در بهارخواب.. 

از نقشه ی افتضاح خونه گذر کنیم ۲ تا چیز رو تو این خونه خیلی دوست میدارم . یکی این‌که ۲ تا پنجره و یه در کاملا نورگیر تو پذیرایی هست ، ۱ پنجره متوسط تو آشپزخونه و یه پنجره متوسط دیگه تو اتاق خواب . که کل روز روشنایی دلچسبی تو تمام خونه داریم و من عاشقشم . و بعدی هم بهارخواب بزرگی که کلی براش برنامه دارم .. 

این از خونه .

اما از حرم بگم برات ؟

حدودا نیم ساعت پیاده و پنج دقیقه با ماشین فاصله داریم تا حرم و من خییییلی بی معرفت‌طورانه حدودا هفته‌ای یکبار توفیق زیارت داشتم و حتی گاهی همون هم نه .. یار تقریبا هر روز صبح خیلی زود میره و دمش گرم حقیقتا.. 

اینجا به جز حرم خانم که خیلی دوست داشتنیه ، چندتا جای دیگه هم هست که حال خوب کنه . یکی بیت‌النوره که محل عبادات سیده معصومه سلام الله علیها بوده . یکی هم قبر آقای الهی برادر علامه طباطبایی رحمه‌الله‌علیه ... 

مسجد جمکران رو داریم ما که من روزایی که دنبال خونه میگشتیم اونجا خیلیییی حال و هوای خوبی تجربه کردم و تو این دو ماه ولی فقط یکبار با پاندا رفتم و دیگه توفیق نشد.. 

.

.

.

اما..

من تااازه دو هفته‌اس که خودم رو اینجا پیدا کردم 

و تازه دارم می‌فهمم که اینجا خونمه و برنامه‌هام چجوریه .. 

حتی شاید هنوزم خیلی گیجم .

بازم بیشتر میگم بعدا

تا این پست در مورد منزل ماست

چند عکس از حال و هوای همین الان بذارم از جاهایی از خونه که دوست میدارم که بمونه برام:

 

چراغ مطالعه‌‌ام سوخته پس فعلا از این دوست عزیز روی میزناهارخوری استفاده‌ای نامتعارف می‌کنم . 

اون پشت در واقع دیوار انتهایی پذیرایی هست که به تازگی تبدیلش کردیم به بک‌گراند عکاسی برند شخصی بنده :) 

یادتونه که گفته بودم دارم یه کار کوچیک راه‌اندازی می‌کنم برای حمایت از تولید ؟؟

راه‌اندازی کردم دیگه ، خب ؟

اما همونطور که مستحضر هستید به شرایط فعلی جامعه

فکر کنم بیشتر حمایت از تولید من رو راه‌اندازی کرد :))) 

به هرحال.. 

اون دیوار پشت شد بکگراندی که هنوز ازش یه عکس هم نرفت تو مجازی .. توکل به خدا.

 

کنجکی از آشپزخونه رو میبینید که هنوز براش پرده‌ای مطابق سلیقه و بودجه پیدا نکردیم

اما اون نور زردی که روی پنجره میوفته برای یار حس خوبی داره . 

یه چیز بامزه هم اینکه اون ادویه‌های سمت راست رو میبینید ؟ یارِ بامزه خریدتشون یکیشون ادویه آبگوشتی ، یکی پلویی ، یکی خورشتی و یکی ام ادویه ماست و دوغه :) انقدر واسه این‌طور چیزا ذوق داره که منِ زنِ خونه ندارم !

 

 

دیوار " زنانه " منزلمون رو مشاهده می‌کنید که در سبزترین حالتِ سبزی ، خونمون رو منور فرمودن به وجودشون.. 

و با سبز‌های دیگه خونه خیلی ترکیب جذابی دارن برام.

اون دوتا کبوتر هم کمال و جمال هستن از دوستان خوب بنده .

 

این ستونه هست ؟ این ستون لامصب... این ستون برای چینش مبل‌ها تقریبا ۲۰ سال ما رو پیرتر کرد :)

دهنمون سرویس شد تا مبلا رو بتونیم بچینیم ولی خب.. بدککک نشد . 

معمار ؟ 

مهندس ؟

بساز بفروش حتی ؟

نخیر (!) صاحبخونه قبلی تن به این ذلت‌ها نداده قشنگ.. !!

عوضشششش 

ستاره‌ها از تو بهارخواب قشنگمون خیلی خوشگلن :

 

قشنگ نیستن ؟؟ زوم کنیدا

 

 

میز ناهارخوری هم علاوه‌بر کاربرد خودش برای شام و ناهارهامون ، شب‌ها محل مطالعه منم هست . 

یار که دیگه میره حسینیه برای مطالعه ، من میمونم بالا و کتابام .. 

آهان راستی حسینی :)))

 

این هم از حسینیه ی زیرزمین که صبح‌ها از ساعت ۵ تا ۸ محل درس و مباحثه یار و آقای میم هست و از ساعت ۸ تا اذان ظهر محل درسشون با استاد و دوباره ساعت حدودا ۷ غروب تا ۸ و نیم محل درس یار تنهایی.. 

یک‌شنبه هر هفته هم روضه برقراره و برای عموم آزاده اما معمولا فقط خودمونیم که استاد یار حدودا نیم ساعتی صحبت می‌کنن و آقای میم که ملبس هم هستن روضه می‌خونن و سینه‌زنی . 

ما خانم‌ها معمولا همون یک‌شنبه ها میریم حسینیه مگر گاهی که من غروبا برم یه چای پیش یار بخورم موقع درس خوندنش..

 

خلاصه

فعلا همین 

 

 

 

از حرم بیشتر میگم بعدا

شب بخیرتون

نظرات (۱۵)

  • هیپنو تیک
  • زیرزمین❌

    کلاس درس❌

    حسینیه❌

    پناهگاه✅

    قرارگاه✅✅

    اتاق فرماندهی✅✅✅

     

     

    سلاممممم 

     

    مباااارک بااااشهههههههه

     

    خیلی خیلی مرسی که این عکس های قشنگ و ناز و خوشگل و شکیل رو با ما به اشتراک گذاشتید

    مخصوصا عکس حسینیه ی گوگولیتون 

    و عکس خودتون و یار

     

    در این روزها این عکس ها مثل یک تنفس دوباره بود.....

    پاسخ:
    دقیقااا درست گفتییی 
    خصوصا پناهگاه.. 🤍🌱

    آخی چه خوب که دوست داشتی و حس خوبی گرفتی موقع گذاشتنش مثل همیشه داشتم به خودم میگفتم : که چی آخه ؟! خداروشکر که حال خوب کن بود.. 

    من و یارم که به معنای واقعی داریم به پای هم پیر میشیم 
    و البته همدیگه رو هم پیر میکنیم خب.. 😅

    راستی
    خودت چطوری ؟ خوبی؟
  • هیپنو تیک
  • الهی پیر بشید پا به پای هم و برای انقلاب و امام زمان(عج)

     

    در عافیت و تقوا و شادی.....

     

    الحمدلله ، خداروشکر

    همه چی خوبه

    غیر از وضع کشور...☠💔

    پاسخ:
    تشکر بابت این دعای زیبا 
    خداروشکر 
    خوب باشی همیشه دخترکم 🥹♥️
  • نـــرگــــس ⠀
  • وای جوجو جانم

    قشنگ ذوق‌هات رو می‌فهمم :) انگار داری رو در رو واسم تعریف می‌کنی :))

     

     

    زینب خواستم بهت بگم که خیلی خوشبختی 

    خیلی زیاد

    نمی‌دونی چقدر!

    چون زمانی که من قم بودم، انقدر بی‌پول بودیم که نمی‌تونستیم داخل شهر خونه بگیریم :)

    ولی تو الان در مرکز اون بهشت هستی :)

    هنیئا لک

    پاسخ:
    عه معلوم بود دارم با ذوق تند تند تعریف می‌کنم ؟😅😍

    ممنونم عزیزم
    در خونه ما به روی شما و همسر محترم و فرشته‌هاتون بازه‌ها
    یک‌شنبه ها هم روضه اس دیگه ، اگر این طرفی اومدید برای زیارت خوشحال میشیم تشریف بیارید (بدون تعارف)

    البته.. این خونه به لطف امام زمان تقریبا با کمک ۲ تا خانواده دیگه خریداری شد و وقف علم شد به طرز معجزه آسایی پس ما عملا صاحبخونه نیستیم.. خونه برای شاگردان امام صادق علیه‌السلامه اگر راضی باشن حضرت..

    اما خب هرچی باشه بازم من الان اینجا ساکنم و مجاور خانمم و واقعا الحمدلله بابتش. هرچی خودشون بخوان..
  • کار در خانه
  • من قم بوده ام
    بیست سال.
    یک غم غربت همیشه با آدم است
    خصوصا خانمها خیلی آسیب می بینند
     فضاسازی و حتی هوای شهر این آسیب را چند برابر یم کند
    اما
    یک راه ساده و ارزشمند وجود دارد 
    این راه را با آزمون و خطا کشف کردم
    به اندازه ی بیست سال عمر ارزش دارد
    زیادند مهاجرانی که با انگیزه ی دینی و علمی به قم آمده اند و احساس غم و غربت دارند
    هر روز می توان چند نفر را پیدا کرد و  از غم غربت نجات داد
    یک شبکه ی ارتباطی به تدریج شکل می گیرد
    حتی بخشی از حسینیه برای این کار باشد
    هر خانمی از همسایه ها و دوستان که حس غربت کرد بداند اینجا بساط چایی و آموزش و معنویت پهن است
    خودگردان می شود و کم کم پر از معنویت و صفا
    اصحاب صفه که یادتان هست
    مهمان باصفایی گاهی داشتند
    به جمع و حسینیه ی شما هم فرزند آن مهمان یک بار سر می زند
    اگر غم غربت را از دل شیعیان او پاک کنید
    دوست دارند ائمه که حسینیه مثل حرمها همیشه پر از رفت و آمد باشد
    ببخشید زیاد حرف زدم
    یاد غم غربت قم افتادم و ترس از تکرار آن برای شما
     

    پاسخ:
    من اینجا راستش احساس غربت نکردم
    دلیلش این می‌تونه باشه که من اینجا چند تا خانواده از دوستان رو دور خودم دارم..
    اما این چیزی که می‌فرمایید رو خیلی شنیدم 
    ولی ایده حسینیه ای که دادید خیلی خوب 
    البته فکر می‌کنم یه یک‌سالی طول بکشه تا توی همین محل هم شناخت پیدا کنیم..
    فعلا از شرایط همسایه‌ها و میزان دخالت ها و فضولی‌هاشون راضی نیست دلم و حتی سلام کردن هم سختمه اما این قطعا مشکل منه و درون خودم باید حلش کنم و از این فضولی‌ها به نفع محله استفاده کنم..
    به امید خدا .‌
    ممنون از پیشنهادتون 
    خصوصا دو پاراگراف آخر که حس خوبی به دلم انداخت... 🤍🌱

    سلام. مبارکا باشه.

    چه عکسای قشنگی :)

    فضا خیلی دلنشین بود :)

    پاسخ:
    سلام سلام
    ممنونم از نگاهتون 😍🤍
  • همون قبلی هستم
  • ما جمکران همیشه صبح می رفتیم
    اما تنها نه
    یک صبحانه ی دسته جمعی که همه ی دوستان دعوت جیب خودشان بودن

    از جمکران بیست دقیقه که رانندگی کنید به طرف خانه ی ملاصدرا
    آب و هوا کوهستانی و فضاها رویایی می شود
    باغ زیتون فدک هم حتما بروید یک بار
    روغن زیتون یا زیتون بخرید
    نزدیک است به جمکران
    مستند آن را هم ببینید
    یک نفر با دست خالی اینجا را آباد کرده
    رویایی علوی است اگر شما هم داشتن یک باغ در گوشه ی آرزوهایتان باشد
    هر درختی که بکارید شباهت بیشتری به حضرت پیدا می کنید
    به یار بگویید حضرت فقط درس نمی خواند
    تن به کار هم می داد

     

    پاسخ:
    ما برای جمکران برنامه داشتیم سه شنبه ها پیاده بریم همگی خانوادگی با غذای حاضری و اینا
    ولی تا الان که خیلی درگیر بودیم و نشد واقعا..
    ولی حیفه این نشدن‌ها بعدها برامون قطعا میشه حسرت..

    ممنون که گفتید حتما دوست داریم بریم خصوصا منزل ملاصدرای عزیز رو.

    و اجازه بدید خط آخر رو به یار نگم :)
    چون اعتقاد خودمم نیست.. 
    طلاب جماعت باید درس بخونن ، اون جنبه از زندگی حضرت امیر علیه‌السلام که ناظر بر کار کردنشون بود برای بقیه مردم هست . چون عملا غیرممکنه برای کسی که بخواد در علم اجتهاد کنه در کنارش بخواد کار هم بکنه.. نه وقت اجازه میده و نه توان مغز.سیره علما هم این نبوده.
    مگر اینکه طلبه ای بخواد صرفا تورقی بکنه... که وای از جامعه‌ای که طلابش دارن برگه بازی می‌کنن . 
    ترجیح منم همینه که یار درس بخونه.. البته با احترام به نظر شما ⚘️
    غلو کنم باید بگم این جامعه برای صد سال آینده هم به امثال علامه طباطبائی ها نیاز داره .

    به‌به!

    بسیار عالی.

    خوشحال کننده بود.

    و هزارماشاءالله به این سادگی و پاکیزگی.

    مبارک باشه.

    ان‌شاءالله به خیر و خوشی ازش استفاده کنید.

    و زندگی مؤمنانه و عالمانه‌تون همراه با آرامش درش جریان داشته باشد.

    پاسخ:
    سلام سلام 
    ممنون از نگاهتون 
    و ممنون بابت این دعاهای قشنگ قشنگ 😍
    شما لطف کنید خیلی دعا بفرمایید برای ما...

    عجب زیرزمین با عشقی. خداروشکر که هنوز از این خونه ها هست و این روضه های خونگی هنوز پابرجاست.

    خدا به خودتون و یارتون سلامتی بده. دمتون گرم 

    پاسخ:
    خیلی ممنونم 🙏🏻
    ان‌شاءالله روزی همه کسانی که این سبک زندگی رو دوست دارن بشه😍🤍

    تشکررر
  • .. مَروه ..
  • سلام عزیزم 

    خیلی مبارکتون باشه

    با همه نارضایتی ات از نقشه خونه و ...، ولی بنظرم در کل خیلی شرایط دلچسبی بود:) ان شاءالله که به خوبی ازش استفاده کنید 

    و مخصوصا این نظم خونه رو :) 

    و خوش به حال همسرتون که چقدر بهش خوش می‌گذره با وجود حسینیه و استاد :) خیلییی این بخش رو دلم خواست واقعا. 

    پاسخ:
    سلام سلام
    خیییلی ممنونم

    بله واقعا در کل شرایط خیلی خوبیه پر از احساس معنویت الحمدلله.. 
    دعا کنید خیلی🙏🏻
    خصوصا دعا کنید قدردان باشیم 🤍⚘️
  • همون قبلی
  • کار در سیره ی علما نیست و در سیره ی ائمه هست
    آیا این یک خطای راهبردی از جانب علما نیست
    بیشتر درسهایی که یار می خواند به کار نمی آید
    مشکل دین جوانان این نیست که اطلاعات کم دارند
    مشکل آنها این است که الگوی قابل قبول کم دارند
    زندگی علی الگو بود
    به همه می توان گفت مثل علی زندگی کنید
    اما زندگی آنهایی که غرق مسائل ساختگی و معماهای پیچیده ی فقه و اصول و فلسفه هستند یک الگو نیست
    اگر همه مثل آنها زندگی کنند نسل بشر نابود می شود

    یک دلیل دیگر هم دارم
    واقعا ذهن این توان را ندارد که 12 ساعت در روز غرق مسائل پیچیده ی علمی باشد
    شاید برای 5 سال دوام بیاورد یار
    اما کم کم ذهنش فرسوده و بدنش بیمار و اخلاقش بد می شود
    راهش روشن است
    6 ساعت درس بخواند و 6 ساعت بیل به زمین بزند
    این روش تا آخر عمر بدنی سالم و ذهنی خلاق و روحی سرشار از عشق و آگاهی خواهد داشت
    بیل زدن به زمین وقت تلف کردن نیست
    انسان وقتی کار می کند ذهنش فعال است و روی آنچه خوانده است تامل می کند
     

    یک دلیل دیگر هم دارم
    اگر یار در قیامت بگوید من نصف عمرم کار کردم تا مثل علی باشم کسی او را مواخذه نمی کند
    اما اگر بگوید تمام عمرم را درس خواندم و مثل علی نبودم
    شاید 
    شاید
    شاید بپرسند چرا مثل علی نبودی؟
    این شاید خیلی ضعیف است
    اما خیلی ترسناک است
    به آن فکر کنید
    به یار بگویید آن جمله ی آخر را
    یا دست کم بگویید از استادش بپرسد چه پاسخی داشته باشد
    برای آن سوال که شاید بپرسند؟

    پاسخ:
    نه تنها نظر من این نیست که سیره علما خطای راهبردی بوده
    بلکه معتقد طلاب امروز که به جای درس و بحثشون افتادن دنبال کارهای تولیدی و امثالهم تیشه به ریشه تفکر اسلامی خواهند زد...
    شکی در این نیست که زندگی علوی الگو بوده ، اما تک بعدی که نیستیم و اهل بیت هم فقط یک بُعد نبودن.. هزار بُعد داشتن که هرکس با توجه به شرایط و استعداد خودش می‌تونه امیر علیه‌السلام رو الگو قرار بده . 
    از طرفی قرار نیست طلاب یا علما هم الگوی همه جانبه‌ی جوون‌ها باشن . نگاهمون بهتره عمیق‌تر و چندجانبه‌تر باشه 🙏🏻
    چرخ جامعه مگه به این شکل میچرخه که نونوا بنایی و برق‌کاری و نویسندگی بلد باشه و بره مرز تو جبهه بجنگه و دوباره سر ظهر برگرده نون بپزه ؟ 
    چرخ اجتماع با استعداد هرکسی میچرخه.. نونوا فقط نونوایی کنه و برق‌کار سیم‌کشی کنه و نویسنده بنویسه . این درسته.. 
    هر جوونی هم طبق استعداد خودش الگو یابی کنه ، اگر کسی علاقه‌مند به جهاده حاج‌قاسم الگوی خوبیه براش نه علامه حسن زاده :) مثل اینه که به علامه حسن‌زاده بگیم چرا تو حاج قاسمی نجنگیدی ؟! حالا آیا برای طلاب حاج قاسم الگوست ؟ خیر.. برای طلاب صاحب کمپانی زرماکارون الگوست ؟ خیر.. جوون باید بگرده استعدادش رو پیدا کنه و بعد الگویابی کنه .

    اما در مورد اینکه فرمودید بیشتر درس‌هایی که یار میخونه به کار نمیاد
    لطفا نفرمایید.. 
    جهان هستی به این شکل اداره میشه : 
    در راس امور : ایده‌پرداز‌ها (اهل تفکری که قبل از هر چیزی با نگاه عمیق و تفکر و بررسی تعیین می‌کنن یک جامعه باید به چه هدفی برسه ، به چه شکل برسه)
    در درجات پایین‌تر : رئیس‌ها (کسانی که اون تفکراتی که بهشون گفته شده توسط اهل تفکر رو برنامه ریزی و اجرا میکنن و روی اجرا شدنش نظارت میکنن)
    در آخرین درجه : نیروی کار (بیل زنی که تو زمینی که از قبل براش تعیین شده بیل میزنه)

    حالا کی بهتر از او یکیه ؟؟ هیچ‌کدوم.. کی بهتره ؟ اونی که اونجایی که هست درست کار میکنه و اخلاص داره . 

    الان شما دارید میفرمایید اون ایده‌پرداز که در راس اموره به هیچ دردی نمیخوره ؟ 

    کشور‌های جهان همشون دارن با ایدئولوژیشون جلو میرن ، ایدئولوژی رو کی مینویسه؟ اون مهمه..
    اینا مسائل ساده‌ای نیست.. نباید نگاهمون خیلی ملیح باشه به چرخش جوامع .
    لیبرالیست درسته ؟ 
    کومونیست خطاست ؟
    اومانیست نگاه دقیقیه ؟ 
    بحث اصلی ایناست 👆🏻 خیلی مهم نیست بیل‌زنی خوبی باشیم . این‌که تو کدوم باغچه بیل‌بزنیم مهم‌تره.. اگه علما نباشن هممون باید باغچه‌ی خلفا رو بیل بزنیم.. حالا شما میگی جوونای ما می‌تونن این خلیفه رو از اون خلیفه‌الله تشخیص بدن ؟ 


    من چون میبینم شما اهل اندیشیدن هستید توضیح دادما
    امیدوارم سرتون رو درد نیاورده باشم . 

    ممنون 
    من با بیشتر صحبتهای شما موافقم
    اینکه ایده ها مهم هستن
    اینکه تفکر مهم است
    اینکه کاری که به علم لطمه بزنه به اسلام هم لطمه می زنه درسته
    اما دو تا بحث جدی هست
    یکی اینکه درس و علمی که در روایات است این نیست که در حوزه است
    بیشتر درسهای حوزوی بی فایده است
    همانگونه که از شیطان به خدا پناه می بریم
    از علم لاینفع هم به خدا پناه می بریم 
    اعوذ بک من صلات لاترفع و ... من علم لاینفع
    ظلمات است علمی که به کار نیاید
    یک تفسیر قرآن عمیق و شناخت روایت و سپس تفکر در مسائل جامعه لازم است
    احکام فقهی هم روشن است
    دانستن فقه و اصول مسئله ی امروز انسان نیست.
    منظورم این است که اگر به فقه عمل نمی شود
    به دلیل کمبود اطلاعات نیست
    مشکل جای دیگری است
    یک مسئله در جامعه یا کشور یا جهان نیست که به دلیل ابهام در حکم فقهی روی زمین مانده باشد
    عرفان و فلسفه هم تقریبا بی فایده هستند
    عرفان یعنی شناخت خدا نه شناخت عبارتهای اسفار و نظام فکری ابن عربی
    عرفان یعنی آنچه شیخ رجبعلی خیاط داشت 
    این با خیاط بودن هیچ منافاتی ندارد و عرفان علوی با یک گوشه نشستن و غرق در اصطلاحات و عبارات کتابهای قدما شدن هزاران فرسنگ فاصله دارد
    زندگی یار شما چیزی شبیه رهبانیت است
    ماکتبناها علیهم
    عرفان علوی و اسلام محمدی در متن بازار و ... است
    مثل خود امام زمان
    فکر می کنید امام زمان الان در حال آموختن یا آموزش فقه و اصول است
    به والله اینطور نیست
    او مثل جدش علی یا درخت می کارد یا تجارت می کند و یا در جبهه ی جنگ است
    تمام مشکل اسلام همین زی طلبگی است
    همین کلاهی که استاد سر یار گذاشت و او را صومعه نشین کرد
    خدمت به پدر و مادر و بیل زدن در یک باغ و البته تقوی و کسب دانشی که به کار بیاید به بهشت نزدیکتر است و الگوی بهتری است برای جوان امروز و نیاز امروز جامعه چنین افرادی هستن
    علمی که به کار می آید تعریف روشنی دارد
    اگر امروز برای رشد در اقتصاد یا تجارت یا در عمل به احکام الهی مشکلی داریم باید آن را بیاموزیم
    اما اینکه مرحوم خویی با مرحوم نایینی در فلان مسئله ی استصحاب چه اختلافی دارن ظلمت محض است
    هیچ انسانی در هیچ نماز یا روزه ای معطل این مسئله نیست

    شما حق دارید حرفهای بالا را نبپذیرید
    اما
    مسئله ی دوم و مهمتر این است که آیا یار اگر فقط به دنبال علم باشد در کسب علم موفقتر است
    یا اگر در کنار علم یک کار اقتصادی هم داشته باشد؟
    من دومی را در کسب علم موفقتر می دانم و دلیلم را گفتم:

    یک نفر نمی تواند تمام عمر روزی 12 ساعت درس بخواند.
    این فرد بعد از چند سال فرسوده و ناتوان می شود و زندگی خانوادگی و سلامت روح و بدن خود را از دست می دهد
    اما یک نفر که روزی 6 ساعت کار بکند 
    ذهن و بدن سالمی دارد و می تواند تا آخر عمر روزی 6 ساعت هم علم بیاموزد 
    چنین فردی از نظر من در همان الگوی علمایی شما یعنی علم فقه و اصول هم موفق است و  به الگوی پیامبر و ائمه هم که در برابر الگوی علمایی است نزدیکتر است

    البته فقط منظورم این نیست که چون امام باقر کار می کرد من هم کار می کنم
    هر چند این کافی است برای این که کار کنم
    اما مسئله عمیقتر است
    هزاران روایت و آیه هست که به کار کردن و کسب رزق حلال و آباد کردن زمین و درخت کاشتن و ... امر می کند
    و مهمترین دستور این است که از دسترنج خود ارتزاق کنید نه از زحمت کشاورز یا کسبه ی بیچاره.
    کسی که فقط درس می خواند هیچ وقت به این روایات عمل نمی کند

    از نظر اجتماعی هم مردم و جوانان به آخوندی  که کسب و کار حلالی دارد زودتر جذب می شوند
    چنین فردی در تبلیغ موفقتر است
    همچنین چنین فردی به دلیل ارتباطات اجتماعی که دارد بیشتر می تواند تأثیر داشته باشد
    چلویی و خیاط و گاریچی هستند یاران امام زمان ما روحی و ارواح العالمین فداه

    از نظر روانشناسی هم فردی که کار می کند ذهن خلاقتری دارد و سلامتی روان بهتری دارد
    برخی از جنبه های شخصیتی فقط با داشتن یک کسب و کار شکوفا می شود
    خدایی اگر یار کار هم می کرد یارتر نبود؟ برای فرزندانش جذابتر نبود؟

    مردم و دین و فرزند و یار حتی اگر مهم نباشن
    آخرت که مهم است
    این پرسش مرا از استاد یار بپرسید و یک جواب سر راست می خواهم

    کسی که 6 ساعت کار می کند و 6 ساعت درس می خواند روز قیامت حجتش علی است
    او می گوید این 6 ساعت را کار کردم تا مثل علی باشم
    میزان علی است
    اما کسی که فقط درس خوانده است آیا با این اطمینان می تواند از 
    پل صراط عبور کند
    من در مورد الگوی نخست یقین دارم و هیچ اشکالی نمی بینم
    اما در مورد الگوی دوم تردید دارم
    اخوک دینک .
    احتیاط این است که الگوی نخست را انتخاب کنیم که یقینی است
    نه آنچه که مشکوک است

    به یار بگویید تن به کار بدهد
    آخرت و جاودانگی شوخی بردار نیست
    مگر اینکه بتواند یقینی را که در روش اول هست در روش دوم نیز بیابد و اگر یافت برای بنده هم نقل بفرمایید تا من هم برگردم به تنظیمات کارخانه
    الان ساربانم نصف روز و شتر دارم در کویر 

    پاسخ:
    حرف‌هاتون کاملا صحیحه 
    ولی
    مشکل اصلی اینجاست که شدنی نیست..
    شما جسارتا یا حوزه درس نخوندید 
    یا سال‌های ابتدایی حوزه رو گذروندید .. 
    یا نگاهتون مادی هست..
    یا شاید طلابی که شما دیدید متفاوت بودن
    کما اینکه از نظر ما هم امثال یار و استادشون ۱ درصد تو حوزه یافت میشه.. نمی‌دانم.
    موضوع برای ما اینطوریه که همین‌طوری هم برای این کارهای بزرگی که دارن انجام میدن وقت کم میارن
    آدم حیفش میاد همچین استعدادهایی با این علاقه وقتشون حتی ساعتی برای کار غیر علمی بره..
    من دوست دارم از نظر مالی اونقدری بالا برم که هم یار هم استادشون رو ساپورت کنم تا همون ۴،۵ ساعتی که تو موسسه مشغول شغلشون هستن رو هم بذارن برای پژوهش و تالیف و مطالعه.. :))
    البته شما حق دارید با کلیاتی که من اینجا نوشتم یا قبلا بهتون گفتم قضاوت کنید
    شما که نه جزئیات رو می‌دونید نه یار ما رو می‌شناسید..
    موضوع اصلا فقه و اصول عرفان و فلسفه فعلی نیست .
    گرچه باز هم معتقدم شما احتمالا شاید ابتداییاتی از این مطالب رو مطالعه کرده باشید
    چون برای "عرفان" ، رجبعلی خیاط (!) رو مثال زدید میگم .. 
    به هر حال ، نظرها متفاوته دیگه
    مثل اعتقاد افراد به اصالت اعتقاد یا عمل.. برخی اصالت رو با اعتقاد میدونن و برخی عمل‌گرا هستن . این هم از زیبایی‌های خلقت آدم‌هاست چون عمل‌گراها چرخه عملیات رو میگردونن و اعتقادگراها چرخه تئوری‌ها رو.. در تکامل هستن. 
    خوبه که هرکسی به اون چیزی که می‌دونه درست عمل کنه
    چرا برگردید به حالت کارخونه؟ حقیقت که یک بعد و یک مرتبه و یک سطح نیست ... به حقیقتی که بهش رسیدید عمل کنید ما که قرار نیست بگیم قطعا شما غلط میگید یا قطعا من درست میگم ، حقیقت مطلق نیست نسبیه نگران نباشید . 

    مطلب آخر این‌که از زندگی‌نامه علما ما بدخلقی و امثال این اثراتی که شما گفتید مترتب میشه رو ندیدیم :)) 
    البته خب ما برای ورزش و تفریح برنامه‌های جدایی داریم که خب بحثش جداست دیگه..

    این تقسیم انسانها به دو گروه
    یک گروه مغز جامعه که فکر می کنند و یک گروه دستی که کار می کند
    ایده ی افلاطون است و ریشه ی تمام مشکلات بشر که الان غرب فکر می کند و شرق مانند چین و ژاپن و هند (و قبلا بردگان آفریقا) برایش کار می کند
    اما این توحیدی و اسلامی نیست
    الگوی علوی این نیست
    در الگوی علوی همه کار می کنند و همه فکر می کنند
    همه انسان هستند و هم مغز دارن و هم دست
     بیشتر زندگی علی در جنگ و بازار و کارگری بود
    نفرمایید دیگر شدنی نیست
    البته درست می فرمایید و من حق ندارم درمورد یار قضاوت کنم
    خصوصا که گفتید 4 و نیم ساعت کار هم می کند
    اما حق دارم در این مورد قضاوت کنم که این 4 و نیم ساعت نباید حذف شود
    این هم بخشی از راه است
    به اندازة زمان پژوهش اهمیت دارد
    و اینکه کار کردن شما برای حمایت از یار بخشی از سنت نیست
    مناسبات عاطفی را هم به هم می زند
    کار خیلی خوب است برای شما
    اما برای خودتان نه برای یار
    یار باید این بار را بر دوش بکشد
    این دستور طبیعت و فطرت و عقل و جامعه و عرف و خداست
    بی حکمت هم نیست
    شانس آوردید از کار خودتان سر در نمی آورم
    و گرنه بیشتر وراجی می کردم
    اما مطمئن هستم مشخص است لحن آن که پر از خیرخواهی و حقیقت جویی است
    واقعا دوست دارم این مسئله حل شود که آیا باید یک نظام فکری تاسیس کنیم یا باید به همین قرآن قانع باشیم و زندگی کنیم مطابق آن یا باید هر دو را دنبال کنیم 

    پاسخ:
    نمی‌دونم چطور توضیح بدم اما منظورم رو درست نگفتم یا درست متوجه نشدید
    من اون تقسیم افلاطونی جامعه مد نظرم نیست و با نظر شما که فرمودید همه انسان‌ها هم فکر میکنن و هم عمل موافقم .. 
    قرار نیست ایده‌پرداز ها قدرت ایده پردازی گروه دیگه‌ای رو سلب کنن.. بلکه میزان زمانی که ایده‌پردازی از  آدم‌ها میگیره اونقدری زیاده که ایده‌پرداز‌هایی که قراره جامعه رو تحت تاثیر ایده‌شون قرار بدن ، ناچار هستن به اینکه دست از تدبیر معاش بکشن.. ( یا جامعه اون‌هارو تامین کنه که من فععععک نکنم جامعه‌ی ما هنوز به چنین رشدی رسیده باشه.)
    به همین دلیل هم هست که روایات زیادی از اهل بیت علیهم‌السلام داریم که رزق اهل علم رو خودشون تضمین و تامین می‌کنن .. حالا اگر مایل باشید روایات رو براتون می‌فرستم حتما. 

    یار ما هم به تناسبات زندگی و شرایط ، این ۴ ساعت رو ترک نکردن و گاها بیشتر هم کار می‌کنن. ولی خب.. من شخصا دلم‌می‌سوزه اون حجم از استعداد و هوش و دقت نظر ، ۴ ساعت صرف شغل و درآمد میشه که خب اگرچه خوبه و مثبت ولی این کجا و آن کجا .. خصوصا باتوجه به شناختی که دارم به یار ، می‌دونم اگر ۴ ساعت رو کار نمی‌کرد ، " واقعا " درس می‌خوند و از تایمش به نحو احسن استفاده می‌کرد .. 

    در مورد کار کردن خودمم ، از حیث نظری با شما موافقم اما در عمل علاقه‌مند به اون چیزی ام که گفتم :)))


    ضمنا خط آخر صحبت‌هاتون چی شد ؟ یا نظام فکری - یا همین قرآن؟ چرا باید جزء یک مجموعه رو با کل قیاس کنیم ؟ نفهمیدم..

    اون خط آخر مسئله ی اصلی است.
    در اینکه با فلسفه می توان نقص نظامهای الحادی را نشان داد تردیدی نیست
    با فلسفه می توان عقلانیت نظام توحیدی را نیز نشان داد
    اما آیا با فلسفه و عقل می توان به یک نظام فکری یا یک ایدئولوژی برای زندگی رسید؟
    من اینجا هنوز پاسخی ندارم
    حتی فکر می کنم دعوت به سکوت هنگام قرائت قرآن
    می تواند به این معنا باشد که قرآن آن چیزی است که در قیل و قالهای خودتان دنبالش هستید
    تجربه هم نشان داده فلسفه در طرح یک نظام فکری شکست می خورد
    حتی اگر حرف درست بزنیم دیگران بد می فهمند
    این مشکل در قرائت قرآن وجود نداره
    چون خداوند حاضر است و از شیطان به او پناه می بریم و اوست که معنا را الهام می کند
    اما من اگر یک نظام فکری بنویسم ذهن مخاطب را چگونه رصد کنم که اشتباه نفهمد.
    عقل اگر مهذب باشد در هر بن بستی از راه وحی می تواند حقیقت و وظیفه و راه درست را بیابد
    نمی دانم
    شاید خود این حرفها هم نوعی ایده پردازی باشد
    به هر حال در اینکه با فلسفه و عقل می توان نظامهای الحادی را رسوا کرد تردیدی نیست
    یار را یاری کنید 
    یک شبهه را هم که پاسخ بدهد
    سعادت جاودانه ی شما هم تضمین می شود
    اما هنوز فکر می کنم
    برای اینکه ذهن یار تا آخر عمر خوب کار کند
    بدن هم باید خوب کار کند
    شش شش مساوی

     

    پاسخ:
    حالم بهتر شد در موردش صحبت کنیم اگر عیبی نداره ؟ 🙏🏻
  • مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏
  • با قبلی موافقم.

    کلا به خاطر دین و مسائل مذهبی در یک ارگان دولتی حقوق بگیره آدم صحیح نیست 

    خصوصا اگه ارگان فنی باشه.

    به نظرم شخص روحانی باید پیه سختی پوشیدن لباس پیامبر رو به تنش بماله...باید منبع درآمد شخصی داشته باشه و اگه خواهان رشد معنویت در خودش و الگو شدن برای دیگران هست دنبال تکمیل دانش مذهبی هم بره ...

    به نظرم منبع بودجه روحانیت باز مثل قدیم باید خودم مردم باشند نه بودجه عمومی....

    به شخصه روحانی که کار می‌کنه و طلبه هم هست بسیار مقبول‌تر و قابل پذیرش تر هست....

    حوزه باید بیاد و بررسی کنه چرا دچار کاهش مقبولیت در این سال‌های اخیر شده....

    پاسخ:
    ممنون بابت نظرتون
    خوندم 
    نظر دیگه ای دارم 
    حتما حالم که بهتر شد پاسخ خودم رو میذارم براتون
  • مهرداد ‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏‏
  • نظرم کلی بود و نه اینکه همسر شما مد نظرم باشه چون نمی‌دونم شغل ایشون چیه.

    پاسخ:
    بله بله 
    متوجه هستم..
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">