خانوم‌کوچیک

برش‌هایی از "من" که فارغ از هرچیزی باید بنویسد.. 🪴

خانوم‌کوچیک

برش‌هایی از "من" که فارغ از هرچیزی باید بنویسد.. 🪴

خانوم‌کوچیک

اعتیاد به نوشتن از اون دسته از اعتیادهایی هست که نه میشه ترک کرد و نه آدم اصلا می‌خواد که ترک کنه . گاه‌گاهی سرک میکشه تو زندگی من و میگه بنویس ، که اگر ننویسی انگار به فعل نرسیدی کلا..
برای همین هم
می‌نویسم . از حدودا سال 92..
خانه به دوش طورانه البته .


کانال ایتا :

https://eitaa.com/bejana

نویسندگان

۳ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «راه‌های کنار اومدن با افسردگی» ثبت شده است

امشب یه شکرگزاری بزرگ از خالق خودم دارم

نه از باب خود بزرگ‌بینی

بلکه از باب شگفتی قشنگی که خلقت انسان داره و هرکس ممکنه تو خودش چیزی‌ رو کشف کنه که واقعا قابل ستایشه ... 

چیز قشنگی که مدت‌هاست تو وجود خودم پیدا کردم و هر لحظه به خالقیت قشنگ خدا پی بردم 

اینه که : به شدت کارکرد ذهنی تطابق‌دهنده‌ای دارم (نمی‌دونم از چه کلماتی برای بهتر روشن کردن موضوعم استفاده کنم. ) 

تطابق‌دهنده‌ی مثبت ! 

جمع‌کننده اصلِ مسائل مختلف باهم

نمی‌دونم چطور بگم 

وصل کردن موضوعات ظاهرا متفاوت به یک نقطه اصلی و تطابق پیدا کردنشون با هم تو ذهنم. 

یه مثال ساده 

تو یکی از این مقاله‌های روانشناسی در مورد تنهایی انسان می‌خونم 

و بعد از چند ماه یا سال ، یه روایت از امام صادق علیه‌السلام و بومب ! جوری تطابق این دو فکت برام روشن و واضحه که کیف می‌کنم ... 

( سعی کردم یه مثالی بزنم که شاید برای شما هم اتفاق افتاده باشد.. ) 

مثل این ، برام خیلی پیش میاد .

 از امور روزمره زندگی گرفته تا مسائل علمی کوچکی که گه گاه دنبال می‌کنم و. . . 

 

امشب فهمیدم که چرا :

وقتی آدما حرف میزنن بیشتر از ظاهر حرف‌هاشون ، نیت پشت اون حرف ، غم پنهان اون فرد ، استرسی که داره یا عمق تفکری که داره رو درک می‌کنم 

و

اون رو منطبق می‌کنم به مسائل انسانی‌ای که 

نتیجه میشه اینکه : 

آدم دلسوزتری میشم نسبت به بقیه 

دائما در حال توجیح کردن رفتار آدم‌ها هستم 

دائما در حال توضیح دادن رفتار بقیه به اطرافیانم هستم ... 

چون تو ذهنم رفتار و کردار فلان شخص رو تطابق دادم به یه اصلی . 

 

فکر نکنم کسی چیزی از متنی که نوشتم رو متوجه بشه و ارتباطشون رو با هم ؟ نتونستم خوب توضیح بدم . ولی اینجا می‌نویسم بمونه یادم حداقل 

که امشب بابت این موضوع شکرگزارم ...

 

 

  • [ زینبم ]

سلامی از طرف زینبی که _گوش شیطون کر_ حالش بهتره ✨️

 

اول از همه ، اول اردیبهشت از یکی از دوستانمون (آقا مهدی‌-قم) که دوره‌های کاااامل طب سنتی رو گذرونده ، حتی دوره‌های آسیایی و اینا رو ، یک سری دارو گرفتیم من برای مشکلاتی مثل بی‌حالی و کسل بودن و بی‌اراده بودن و اینا . دوستان چند تا قطره هومیاپاتی بود این داروها (من بیرون از فضای وبلاگ در مورد این موضوع با دوستان نزدیکم فقط حرف زدم ، چون.. یه جوریه.. یکم انگار خرافات‌طوره ، نمی‌دونم ! ) خودشون میگن یه جورایی انرژی‌درمانیه انگار.. 

به هر حال ، برای من تاثیر داشت ! واقعا .. حالم خیییلی بهتره . ممکنه به خودم تلقین کرده باشم ، اوکی ، نمیدونم .. مهم اینه که الان اوضاعم خوبه . 

 

در حدی که بلاخره دوباره یه رژیم رو از سر گرفتم با یه دکتره تو کرج ، آزمایش نوشت و فهمیدم مقاومت به انسولین دارم پس لاغر شدن برای من سخت‌تره گویا ، به هر حال من تلاشم رو دارم می‌کنم . الان دو هفته‌ای شده حدودا ... طبق آزمایش تالاسمی مینور دارم ، چی هست ؟! 

از این‌که برای سلامتی خودم دارم تلاش می‌کنم خیلی به خودم افتخار می‌کنم 👏🏼

حتی

حتی :))

حتتتتتی : اولین دلمه زندگیم رو پختم و حدس بزنید چی ؟ فوق‌العاده شد ! باید بدون گوشت چرخ‌کرده می‌بود و با این حال خیلی خوشمزه شد .. هم برای مامانی و هم برای مادر بردم جفتشون باورشون نمی‌شد این‌قدر خوب شده باشه . راضی ام از خودم.. 😅

این عکسش : 

 

 

بعد 

دو هفته پیش یه سفر رفتیم کاشان ، کاری ندارم با همسفرها چطور گذشت ، بد گذشت.. ولی خب گذشت و تمام ! 

ولی خیییلی دوسش داشتم کاشان رو 

من خب ۴ سال معماری خوندم ، طبیعتا از دیدن اون خونه‌های قدیمی و تاریخی داشتم بال در میاوردم .. 

سر مزار علمای بزرگی هم رفتیم و دوست دارم بیشتر از این سفر بنویسم ولی خیلی حسش نیست ، سو فقط عکسشون رو میذارم کیف کنید . 

 

 

اینجا هم مزار یه آدم عجیب تو تاریخ شیعه‌اس  : 

 

 

حالا

چه خبر از کار و بار ؟ با پاندا رفتیم عکاسی و از محصولات عکس گرفتیم ، پاندا خودش استایلیسته در نتیجه کار مدلینگ محصولات رو هم خودش انجام میده . منم عکاس و فیلم‌بردارم و در آخر ادیت‌هارو با مشورت هم انجام میدیم . 

منتظر لوگو بودیم که یه دوستی بدجور بدقولی کرد و ما رو کلییی عقب انداخت !! در حدی که ما دیگه فقط با محصولات محرم باید شروع کنیم.. خیره . 

حالا دوباره باید بگردیم یکی که حرفه‌ای کار لوگو و طراحی انجام میده رو پیدا کنیم و لابد ۱۰ روز هم معطل اون باید بشیم 🤦🏻‍♀️

 

ولی دوستان ، لوکیشنی که توش عکاسی کردیم با هنر عکاسی اینجانب و کاربلد بودن پاندا البته ، عالیه‌ها عااالی.. یه لوکیشن سنتی و توپ و رایگان ! 

چندتا از عکسارو میذارم هم آستین بامزه ۲ تا از محصولات رو ببینید و هم لوکیشن رو مشاهده بفرمایید 😎🤓

 

 

 

همین دیگه..

روزگارمون این شکلی بود این چند وقت .

تا ببینیم چی میشه 

 

 

 

 

 

 

 

التماس دعا ✨️

  • [ زینبم ]

بله 

پس من رفتم پیش روان‌شناس و تست افسردگی دادم و کاشف به عمل اومد که افسردگی شدید دارم و اگر نمره تست ۲ نمره بالاتر میشد ، افسردگی فرا شدید می‌داشتم !! 

 

و حدس بزن وقتی به همسرم گفتم چیکار کرد ؟! من رو دلداری داد؟ نه... گفت کنارتم و باهم درستش می‌کنیم نگران نباش ؟! نه...  ( البته بگما ، تو خیلی از موقعیت‌های دیگه این‌طوریه و واقعا هم کنارمه و هر کاری برای خوب شدنم می‌کنه.).

به جاش

شدیدا احساس غم و ناراحتی کرد ، رفت تو خودش مثل کسی که کلی کتک خورده 

و بلههههه 

اونی که داره دلداری میده سعی می‌کنه طرفش رو خوشحال کنه منم مننننن ! :)) 

 

جالبه هاااا...

  • [ زینبم ]