خانوم‌کوچیک

برش‌هایی از "من" که فارغ از هرچیزی باید بنویسد.. 🪴

خانوم‌کوچیک

برش‌هایی از "من" که فارغ از هرچیزی باید بنویسد.. 🪴

خانوم‌کوچیک

اعتیاد به نوشتن از اون دسته از اعتیادهایی هست که نه میشه ترک کرد و نه آدم اصلا می‌خواد که ترک کنه . گاه‌گاهی سرک میکشه تو زندگی من و میگه بنویس ، که اگر ننویسی انگار به فعل نرسیدی کلا..
برای همین هم
می‌نویسم . از حدودا سال 92..
خانه به دوش طورانه البته .


کانال ایتا :

https://eitaa.com/bejana

نویسندگان

خودم !

جمعه, ۴ بهمن ۱۴۰۴، ۰۹:۳۸ ب.ظ

جالب بود... 

کشف قشنگی بود امروز :) 

از خواب که بیدار شدم ، پیامی رو خوندم 

که کل روز ذهنم رو درگیر کرد 

همه جا بودم و هیچ‌جا نبودم

تو ماشین بودم

خونه جناب ملاصدرا بودم 

کنار یار بودم

سر مزار جناب الهی بودم

رو به روی گنبد حضرت معصومه سلام‌الله‌علیها بودم

اما نبودم

تو ذهن خودم بودم.. 

تو مغز خودم ، به دنبال خودم بودم..

 

تا جایی که .. 

ساعت هشت و نیم غروب _وقتی تو آشپزخونه بودم ولی نبودم.._ درست وقتی که برنج رو شستم و روی گاز گذاشتم ،

همینطور که به برنج زُل زده بودم چشمام درشت شد..

 

انگار از صبح داشتم تو کوچه و پس‌کوچه‌های ذهنم تکه‌های کاغذی رو پیدا می‌کردم و تکه آخر لا به لای دونه‌های برنج بود.. 

 

چیزی رو فهمیدم از خودم 

چرا همون صبح که پیام رو خوندم نفهمیدم ؟! چرا فقط شوک شدم؟... 

 

 

 

گریه کردم 

و میل شام ندارم

 

  • [ زینبم ]

نظرات (۲)

  • •✿ آرورا ✿•
  • وی خواننده را به خلسه فرو میبرد :)

    پاسخ:
    وی خودش در خلسه است جانم.. 

    ای که گفتی یعنی چه؟ 

    حداقل اون پیام رو ضمیمه پست می کردی

     

    والا

    پاسخ:

    فعلا فقط نوشتم که حالم یادم بمونه..
    ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
    شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
    <b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">